-
.
پنجشنبه 31 شهریور 1401 21:17
خستم، از صبح که بیدار شدم رفتم کمک بابا و بعدشم مامان. مهمون ها حدودای ساعت ۶ و نیم اینا رفتن و خسته م. دلم میخواد بخوابم. فکر کنم امشب راحت و بدون زیادی فکر کردن بخوابم. این چند شب گذشته خسته نیودم خوابم نمی برد درست. راجب این روزا نوشتم ولی پاک کردم، گفتن نداره همه میدونن. فقط امیدوارم یه روزی همه با هر اعتقادی...
-
۲۵/۲۱ .
یکشنبه 27 شهریور 1401 20:47
دیشب قسمت آخر ۲۵/۲۱ رو دیدم سریال قشنگ بودا، منتها از قسمت ۱۳ به بعد یکم غمگین شد، با این حال حتی تا قسمت ۱۵ هم خوب بود. اما قسمت ۱۶ واقعا غمگین بود، نصف بیشترش گریه میکردم. از قبل میدونستم جدا میشن ولی بازم دلم میخواست تهش یه جور دیگه بشه. با دو تا نویسنده نمیتونم کنار بیام یکی نویسنده عاشقان ماه، یکی ۲۵/۲۱. یعنی...
-
25/21
جمعه 25 شهریور 1401 00:46
ولی عشق بین یی هیون و سه بوم توی سریال شادی و عشق بین هی دو و یی جین توی بیست و پنج، بیست و یک انقدر قشنگه که خیلی قشنگه. خوشحالم که بالاخره بیست و پنج، بیست و یک رو شروع کردم، باید زود تر شروعش میکردم؟؟ نمیدونم فقط فکر کنم الان زمان درستش بود. باد میاد، از اون باد قشنگا. یادم نمیاد آخرین بار کی اینطوری بود. یه باد...
-
هی فلانی
سهشنبه 22 شهریور 1401 00:13
این روزا میرم باشگاه و حالم رو خیلی خوب میکنه. امروز وقتی گفت بیاید وایسید تموم شد کلاس همه اینجوری بودن که عه تموم شد؟؟؟ حتی باعث میشه الکی تو کل روز لبخند بزنم و خوبه. میخواستم این رو با شوق بیشتری بنویسم و تهش هم بگم به قول اخوان "هی فلانی، زندگی شاید همین باشد..." ولی یه ساعتیه که حالم بیخودی گرفته...
-
......
چهارشنبه 16 شهریور 1401 22:16
-
.....
یکشنبه 13 شهریور 1401 00:54
منه دو سال پیش، توی همچین شبی کجا، و منه الان و این شب کجا؟ مرسی که دووم آوردی، ممنون که سعی کردی خوب بشی. ممنون که الان و تو این لحظه تقریبا میدونی که چی میخوای. ممنون که امشب دوره رو شروع کردی.
-
ببر مرا به عالمت
جمعه 11 شهریور 1401 00:10
تو این چند روز نشستم فیلمای کلاس رو میبینم و جزوه مینویسم ، این دو روز بیشتر. توی چند روز آینده فیلما از درایو پاک میشن و نمیدونم دقیق کی هست. یه مسافرت رفتم و اومدم دو سه هفته مریض شدم، سرما خوردگیه خوب نشده، معده درده شروع شد. خداروشکر که تموم شد . دو سه شب پیش تحریم ها رو با تمام وجودم حس میکردم، انقدر که اشکم...
-
یک نفر از در برسد نور تعارف بکتد
چهارشنبه 26 مرداد 1401 00:07
در حین اینستا گردی های بیهوده به یه جمله رسیدم: یک نفر از در برسد نور تعارف بکند. دارم فکر میکنم برای کدوم شعر سهراب بود؟ ولی الان حس خوب جمله مهمه.
-
.
جمعه 21 مرداد 1401 21:22
اشتباه کردم اون روزی که گلوم درد گرفته بود قرص نخوردم، امروز کلا گلوم بسته شده. یکم سردمه، یکم هم صورتم داغه. خداروشکر فعلا چیز دیگه ای نیست و امیدوارم هستم که دیگه چیزی نباشه. از صبح کلی چایی داغ و آویشن خوردم، امیدوارم زود خوب بشم.
-
.....
چهارشنبه 19 مرداد 1401 17:51
این چند روز انقدر راه رفتم که هم انگشت هام تاول زده هم پاهام زخم شده. تا اطلاع ثانوی نمیخوام برم بیرون. یه سری چیزای کوچولو رو که فاکتور بگیریم مثل اون بنده خدا که همیشه رو اعصابم میره، مراسم عاشورا امسال خوب بود، سبک بود، حالم خوب بود. نمیدونم چطوری شد که با اون خستگی یهو دلم خواست برم شام غریبان اما خوب شد که...
-
جاده شب
شنبه 15 مرداد 1401 12:45
جذابیتی که جاده های مرکز ایران داره مخصوصا توی شب از هر جای دیگه ای بیشتره به نظرم.
-
۷ مرداد
جمعه 7 مرداد 1401 23:28
قهوه سررفته شیر سررفته حوصله سررفته نکنه زندگی هم سربره؟ نکنه یه وقت نتونم دماش رو تنظیم کنم و سر بره؟ اون بنده خدا کلی حواسش بوده موسسه کی تکمیل ظرفیت میذاره، اطلاعیه برام فرستاده، کتاب ها رو تمام و کمال با فایل صوتی فرستاده، بعد فهمیدیم دوره های روتین نیست و فقط مکالمه است، اومده کتاب های مکالمه رو هم فرستاده...
-
내 노래
پنجشنبه 30 تیر 1401 15:18
خیلی دلم میخواست نسخه اصل آرزو ها (از فاستو پاپتی) رو پیدا کنم، نشد، از ۳ سال پیش تا حالا همون فایل تبدیل شده اجرای زنده ش رو گوش میدم. حقیقتا قشنگه. این چند تا آهنگی که الان دارم گوش میدم حقیقتا هیچ ربط و تناسبی با هم ندارن، اما من واقعا دوستشون دارم و ترکیب خوبیه. بهار دلکش آرزوها ((BTS) v&RM) 4o'clock Fake...
-
کی میدونه چی درسته؟ چی غلط؟
سهشنبه 28 تیر 1401 23:16
همه میگن کارم اشتباه بود، خودم همچین حسی ندارم، اولش رفتم که کار دست خودش نده، بعدش هم حرفی رو زدم که باید میزدم. به هیچ کس هم بی احترامی نکردم. چرا حس میکنم قراره کاسه کوزه ها رو سر من بشکنن؟ به خودم شک کردم، ولی بازم حس بدی از کارم ندارم. شاید حق با بقیه باشه که میگن نباید دخالت میکردی، ولی به هر حال کاریه که انجام...
-
...
چهارشنبه 22 تیر 1401 20:13
زمان چرخید و چرخید تا همه چیز در زمان درست خودش اتفاق بیفته. اینکه الان به چیزی که سال ها قبل برسم، شاید دلایل زیادی داشته، یکی ش این بوده که قدرش رو بیشتر بدونم، واقعا با دیدن عکس فروسرخی که جیمز وب از مشتری گرفته اشکم دراومد. دیدن اون حلقه دور مشتری واقعا جذاب بود.
-
نقاب
یکشنبه 19 تیر 1401 23:17
نقاب هاشون افتاده، و میشه چهره واقعی شون رو ببینی، اما خب نباید چیزی بگی! فعلا فقط فاصله گرفتم:)
-
....
شنبه 18 تیر 1401 21:58
من تنگه دلم اما میدونم که تو، نه فراموشت میکنم این دفعه قول دادم به خودم فراموشت میکنم اگه ازم بر بیاد اگه عکسای تو به حرف بیاد اگه وسط تابستون برف بیاد..... . . . خیلی عجیب این چند روز همش به فکرت بودم که امشب یادم افتاد که فردا عیده قربانه، حالا میفهمم چرا... میدونی هروقت یادت میفتم میخوام گریه نکنم، اما این چند...
-
.
چهارشنبه 15 تیر 1401 01:04
حقیقتا بازی امشب ایران _ لهستان جزو خفن ترین و باحال ترین بلزی های والیبالی بود که تا الان دیدم خیلی کیف داد.
-
D:
سهشنبه 14 تیر 1401 17:23
لعنت به این اینترنت ضعیف و یه خط در میون که هم اعصاب من رو بهم میریزه، هم باعث قطع شدن مصاحبه و کلاس آدم میشه.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 تیر 1401 14:04
اوایل بهار کلی بذر گل ناز کاشتم، از اون همه میدیدم یه وقتا جوونه میزنه اما بعد ناپدید میشد، از اون همه آخرش فقط ۵ تا جوونه جون گرفت، که اون ۵ تا هم بعد چند روز یهو ۳ تاش ناپدید شد، نفهمیدم پرنده ها خوردنش یا چی شد؟ فقط ۲ تاش موند، جون گرفتن، بزرگ شدن، شاخه زدن، دیشب یکی از غنچه هاش کاسبرگش باز شده بود، و امروز بعد...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 10 تیر 1401 19:06
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 7 تیر 1401 15:58
خسته م، شدیدا خسته. از صبح رفتم و اومدم تهش هم هیچی. به بقیه نگفتم ولی بذار باخودم رو راست باشم، خیلی از محیطش خوشم نیومد، در ظاهر عیب و ایرادی نداشتا اما محیطش به دلم ننشست. ضمن اینکه رفتارشون یکم غیر حرفه ای ام بود. شرکت قبلی که رفتم چه قدر محترمانه و حرفه ای برخورد کردن ، اما اینا بی هیچ توضیحی فقط توی سامانه رد...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 6 تیر 1401 23:10
هی میخوام به خودم بگم خوبه هیچی نیست یا میشه یا نه، استرس نداشته باش، اما بازم به میزان زیادی واسه فردا استرس دارم. خیلی زیاد تازه اون دوره جدیده هم هست، نمیدونم در نهایت چه طور میشه!
-
امشب
پنجشنبه 2 تیر 1401 00:38
امشب این من بودم منی که جزوه مینوشت، عدد و رقم ها رو، فاصله ها رو درک میکرد. من بودم که با شور و شوق و اشتیاق چشم دوخته بودم به دختر مهربونی که درس میداد. من بودم که مثل یک تشنه به چشمه رسیده هرچی میگفت رو میشنیدم و به گوش جان میسپردم. با این که همیشه رشته م رو دوست داشتم، حس میکنم بخاطر حسی که این سال ها داشتم،...
-
آسمون
چهارشنبه 1 تیر 1401 01:15
امروز شاید یکی از بزرگترین خدمت های زندگی م تا الان رو به خودم کردم. شاید دیر شده باشه و شاید الان مثل اون موقع ها ذوق زده نباشم، اما این رویای من بود نه؟؟ اول فکر کردم شاید همکلاسی هام بچه های نوجوون باشن اصلا حواسم نبود دوره بزرگساله و وقتی عکس پروفایل بعضی از اعضا رو دیدم، فهمیدم اینطوری م نیست. حس میکنم خیلی از...
-
امید
یکشنبه 29 خرداد 1401 14:20
ای کاش آدمایی که همیشه پر از امید بودن و امیدوار و به همه امید میدادن، و امید میدن، هیچ وقت دلشون از امید خالی نشه. ای کاش هیچ وقت بی انگیزه نشن. اصلا ای کاش هیچ وقت هیچ کسی کم امید و بی انگیزه نشه.
-
اصول نگارش
جمعه 27 خرداد 1401 13:56
تو قدم اول بنر کلاس های اصول نگارش انگلیسی رو زدم و منتشر کردم، تا خدا چی بخواد و چی بشه. یه فکرای جدیدی به سرم زده، باید دست به کار بشم ببینم نتیجه چی میشه. نمیدونم این ویروس زهرماری چی بود، دیروز از معده درد نابود شدم. سری پیش از رها گفتم، اولین کسی که این بنر رو پخش کرد خودش بود. حتی قبل از اینکه من بگذارم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 خرداد 1401 01:27
همیشه خدا وقتی روابط دوستانه م با بعضی دوستام به یه جایی میرسه که عملا یا قطع شده است، یا داره قطع میشه، یا یه رابطه ساده معمولی دو تا آشنائ قدیمی شده، گذر از اون مرحله اذیتم میکنه. ولی بین همه اون روابطی که هر کدوم به دلایل مختلف الان فقط ۴ تا عکس و پیام توی اینستاگرامه، کم شدن رابطه م با رها خیلی اذیتم کرد. اون...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 خرداد 1401 16:40
حالم داره بهم میخوره از این تحریم های مزخرف که باعث میشن طرف تا یه رد و نشونی از کشورت توی متن ایمیل ت ببینه، جوابت رو نده. میگفتن از صد تا نامه ممکنه خیلیهاش اصلا دیده نشه و بهش جواب ندن اما فکر نمیکردم انقدر رو اعصاب باشه. تازه طرف پیام توی واتساپ رو هم دیده و جواب نداده. لعنت به این تحریما و هرکی که اینجا رو تحریم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 12 خرداد 1401 23:56
این موقع سال که میشه دوست دارم از هر فضای حقیقی و مجازی ای فاصله بگیرم تا خودم رو یاد کسی نیارم. اون وقت اون تعدادی که این موقع من رو یادشون میمونه و ببینم و لیست امسال آدمای وفادار منن