| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
چه قدر غم انگیزه این روزا
تا دوهفته پیش نگران امتحانام بودم اما الان
غصه دار نبودن پدر بزرگ م
نگرانن چرا گریه نمیکنم
میگن چرا گریه نمیکنی
امشب اتفاقی عمه دید دارم گریه میکنم گفت بالاخره اشکت دراومد.؟اشکال نداره. برای پدر بزرگت گریه نکنی ،برا کی گریه کنی؟
چیزی نگفتم ،ولی خبر نداره من گریه کردم ولی عادت ندارم دیگران ببینن.
از طرفی اگه همه گریه کنن کی قراره بقیه رو جمع کنه؟
انقدر حجم اتفاقای بد زیاد شده که دلم میخواد یه روز صبح که چشام رو باز میکنم یه جای دیگه باشم ، به شهر دیگه یه کشور دیگه.
دلم یکم شادی میخواد یکم حال خوب.
مارکو که نیست. ذهن هم پر اتفاقای شلوغه و درهم.
از یه طرف هم حال بابا بزرگ خوب نیست و همه درگیرن ، از یه طرف هر روز صبح خبرای بد تو این مملکت ...
خدا خودش رحم کنه. به من به ما به همه.....
امتحانا از امروز شروع شده.
امتحان سخت دیروز یه تاریخ دومی هم داشت که من تاریخ دومش رو انتخاب کردم. امروز هم بد نبود خوب خوبم نبود. اما بچه ها میگن یه سری سوالا گزینه هاش جابه جا بوده و انگار باید اعتراض بخوره. حالا منتظرم ببینم چی میشه.
هوا هم که داغونه از دود. کاش یه بادی بیاد حد اقل.
میگن از دیروز تا پس فردا یعنی ۱۰ تا ۱۲ دسامبر یا همون ۱۹ تا ۲۱ آذر یه رویداد نجومیه که هر ۳۲۰ سال یه بار اتفاق میفته. و فکرای این مدت در طول زندگی خیلی تاثیر داره. میگن فکر ها و دعا های خیلی خوب کنید تو این مدت .
چه قدر این چند وقته یاد نجوم میوفتم . از نُه،ده سالگی م هر کی پرسید ی کاره میخوای بشی گفتم منجم.
بعدشم به هوافضا تغییر جهت دادم چون طبق تحقیقات و شنیده های اون موقع من نجوم خیلی درآمد نداره تو ایران. الان رو نمیدونم بگذریم که سال آخر دبیرستان فهمیدم زبان برام بهتره.
چند روز یه جور دیگه آسمون رو نگاه میکنم بعد اولین بارون بعد آلودگی هوا همون شبی که آسمون صاف صاف بود و ستاره ها برق میزدن.
یه جور دیگه بود این چند شب هم که هوا صافه بازم آسمون یه جور دیگه است. یه حس خوب داره برام یه حس خوب آشنا. حسی که شاید ببرتم باز سمت ستاره ها.