دل نوشته

ذهن مکتوب

دل نوشته

ذهن مکتوب

از آخر شب جمعه بارون شروع شد و شنبه صبح برف شد و ادامه داشت تا دیروز ظهر و بعد کم کم بارون بود تا دیشب. خیلی وقت بود که اینجا خبری از این حرفا نبود و عجیب چسبید این برفه. هوا هنوز ابریه و سرد. اما فکر نمیکردم انقدر حالم رو خوب کنه این برفه. مثل اون دفعه که بارون اومد. 

نگاش که میکردم هی یادم میومد که این اولین برفه و یکم خندم میگرفت‌‌ . بعد دیدم توی کانالای فیلم ها هم اولین برف رو تبریک گفتن و فهمیدم فقط من نیستم ، هرکی  که فیلم کره ای میبینه با اولین برف مشترکا یاد یه چیز میفتن همه.


دیروز انقدر جیغ زدم هنوز گلوم درد میکنه و حقیقتا که بازی قشنگی بود. 


Look who we are

حوصله هیچ بحث سیاسی ای رو ندارم، با یاس بحث میکردیم و از ترس اینکه نکنه ته این بحثا بینمون دلخوری پیش بیاد گفتم بهش که دیگه درموردش حرف نزنیم. گفت داریم حرف میزنیم اجباری نیست نظرامون یکی باشه، ادامه پیدا کرد و تهش دیدم نمیکشم دیگه. اینترنت رو خاموش کردم و فردا شبش بهش گفتم نمیخوام دیگه درموردش حرف بزنیم  و دیگه بحث نکردیم. اینجوری بهتره. آخر عاقبت این بحثا با آدمای عزیز زندگیت فقط دعوا است. وقتی اون به یه چیزی باور داره حتی به غلط، استدلال های من دردی رو دوا نمیکنه. واقعا امیدوارم این ماجرا ها زودتر ختم بخیر بشه.

دیروز که شادی هواداری عرب و ژاپنی رو میدیدم یه حس غریبی داشتم یه غم و لبخند باهم. یا حتی امروز که تیکه آخر اجرای افتتاحیه رو که دیدم. اونی که روز اول دیدم تا آخر نبود و دیروز که موزیک ویدیو رو دیدم فهمیدم که آهنگ یه بخش عربی هم داشته،  اون تیکه اجرای افتتاحیه هم که فهد از یه سمت میاد بخش عربی رو میخونه و از سمت دیگه جونگ کوک میاد و همدیگه رو بغل میکنن هم همون حس غریب رو داشت برام. این ترکیب غریب و قشنگ و تلفیق شرق و غرب. این همه ما ها توی هر سطحی و هرجایی از صلح گفتیم و کوفتیم و بیختیم، اما به راحتی میشه ببینی که دیگران چه خوب اجراش کردن و ما اندر خم یک کوچه ایم‌. ما بی‌همگان تنهایان

یا حتی تیکه اول موزیک ویدیو که توی یه رستوران ایرانی به سبک خونه های تاریخی خودمون بود و چه قدر توجه جلب کرده تا حالا.  با خودم فکر میکنم مگه ما ها چی کم داشتیم؟ 

اما فارغ از همه اینا اون تیکه ای که باهم میخوندن، انگار نماد مجسم صلح و دوستی بود.


 "Dreamers"


Look who we are, we are the dreamers, we’ll make it happen ’cause we believe it...


ببینین ما کی هستیم، ما رویا پردازیم

اینکارو انجام میدیم چون بهش باور داریم


Look who we are, we are the dreamers, we’ll make it happen ’cause we can see it...


ببینین ما کی هستیم، ما رویا پردازیم

اینکارو انجام میدیم چون میتونیم ببینمش


Here’s to the ones that keep the passion, respect, 

oh yeah Here’s to the ones that can imagine, respect, oh yeah...


به کسایی که شور و اشتیاقشونو حفظ میکنن احترام بزارین

اوه آره، به کسایی که میتونن خیال کنن احترام بزارین، اوه آره


Gather ’round now look at me

Respect the love, the only way If you

wanna come, come with me The

door is open everyday...


حالا بهم نگاه کن

به عشق احترام بزار، تنها راهه

اگه میخوای باهام بیایی، باهام بیا

در هر روز بازه



حقیقتا هیچ جوره به هیچ روش و فرمول و قاعده و قانونی نمیتونم درک کنم که کسی از باخت تیم کشورش اونم همچین باخت افتضاحی اونم به دشمن خونی ش خوشحال باشه. 

چی سر مردم این کشور داره میاد؟

....

یه پیام داشتم که کتاب های صوتی م رو معرفی کنم. اما خب چون فیلتریم و امکان ایمیل و این داستانا سخت میشه. چند تا کتابی گوش دادم و روای ها شون  رو همینجا می‌نویسم:

سمفونی مردگان: حسین پاکدل

دختر پرتقالی: آرمان سلطان زاده

الان هم جستار هایی در باب عشق رو با صدای نیما رئیسی گوش میدم.

همه اینا توی اپ فیدیبو به راحتی در دسترسن. و معمولا هم کد تخفیف توی برنامه پیدا میشه.

قبلا ربکا رو هم توی طاقچه شنیدم ولی یادم نیست راوی ش کی بوده.