دل نوشته

ذهن مکتوب

دل نوشته

ذهن مکتوب

.

این همه من این مدت بیرون رفتم هیچی م نشد، حالا خانم سین بعد هزار سال اومده اینجا سر بزنه، کاشف به عمل اومده بچه ش مریضه و سرما خورده. من نمیدونم این چه عادتیه هر بار این قوم مریض میشن باید یه جوری ما رو درگیر کنن‌‌. ما هم رفت و آمد نکنیم خودشون میان و اینجوری میکنن‌‌. 

دلم میخواد سرم و بزنم به دیوار. از صبح شروع شده و الان لرز کردم. چرا اینجوری میکنن اینا. 


تف توش‌ 

هر سایتی یا اپلیکیشنی بخوای بری یا از اون طرف تحریمه یا از این طرف فیلتره. نکبت

سخن بسیار است اما کلمه ای برای گفتن نیست

فکری م. شدیدا. به قول یکی نوشته بود، میشه کسی رو اصلا نشناسی و ندونی کیه، اما نگران سلامتی ش باشی. خدا عاقبت همه ما رو به خیر کنه.

از این گذشته؛ این روزا دلم برای کسی تنگ میشه که سعی کرده بودم قبول کنم که بیخیالش بشم.

مهستی داره میخونه و از هر وجهی نگاه کنی با این روزا تناسب داره.

مثل تموم عالم حال منم خرابه، خرابه..... 


دکلمه

امشب یهو به سرم زد یه نگاه به اون کانال قدیمی بندازم. اما یهو دیدم زده که خصوصی شده‌. با خودم گفتم یعنی چی؟ چرا؟؟ چرا بعد این همه وقت؟ یهو یادم اومد به آپدیت جدید تلگرام برای کانال هایی که خیلی وقته فعالیت ندارن‌‌‌ . دلم گرفت، فکر کردم دیگه نمیتونم اون دکلمه ها رو گوش بدم. گشتم دیدم توی سیو مسیج ها یه چند تایی ش رو دارم. بگردم از گوش و کنار چند تایی دیگه رو هم میتونم پیدا کنم. شاید همه ش نباشه اما همینا هم خوبه، اونایی که خیلی دوست داشتم اکثرا هستن. گوش دادنشون یه جورایی باعث خود آزاریه اما دلم بند بهشون. یه وقتایی مثل الان، یه شب تقریبا سرد پاییزی که باد میاد، وقتی دلتنگی میاد سراغت، شاید حالت رو خیلی خوب نکنه اما مرحم  دلت میشه‌. 

.

نتیجه سال ها رها کردن ورزش میشه اینکه یه حرکت رو صدبار میگه اما نمیتونی انجام بدی، یعنی تو میخوای مغزت هم میفهمه اما نمیشه. یعنی میشه اما باید هر روز تمرین کنی تا بالاخره بشه.بدون تمرین نتیجه مطلوبی نداره.