| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
امروز برای یه کاری باهاش صحبت کردم ،
انگار که دو تا غریبه، دلم گرفت
هی لیست مخاطبام رو بالا پایین میکنم، کسی نیست که حوصله حرف زدن باهاش رو داشته باشم. اون دو نفری م که حوصله شون رو دارم نیستن.
هوا همچین قشنگه و باد میاد آدم کیف میکنه.
دلم میخواد جرات کنم بگم یه بار بشینیم رو در رو حرف بزنیم، بلکه مجهولات ذهنم حل بشن. ولی خب بیخیال
نمیخوام یه درصد هم اذیت بشه
هوا خیلی گرم بود. خیلی زیاد
فکر کنم از پنج شنبه یه چند روزی باد اومد و هوا خنک شد، امروز باز دوباره گرم بود یکم.
چهارشنبه اصلا اوضاعم رو به راه نبود، حالم داشت از همه چی بد میشد، فرداش بعد مدت ها رفتم بیرون یه چرخی زدم یه خریدی کردم، یکم بهتر شدم. اصلا حال و حوصله بیرون رفتن ندارم. نه که بگم کروناست، نه. قبلا شاید اینو میگفتم اما الان فهمیدم انگار علاقه ای ندارم یا بهتر بگم حوصله ندارم. به مامان میگم سطح روابط اجتماعی م یه جوری شده باید از مهد کودک شروع کنم.
آهنگ زخم رو که شنیدم یکم حالم رو خوب کرد. عجیب غریب انگار یه آهنگی با این ریتم لازم داشتم. صدای فرزین رو دوست دارم، آهنگاش درست حسابیه.
نمیدونم حالم رو. آره یکمش به خاطر اونه، اما بقیه ش رو که نمیتونم بندازم تقصیر اون، گناهی نداره. خودم حال خودمو نمیفهمم.
امروزم که بعد دویست سال واتساپ ازش پیام اومد روی گوشیم که توی گروه های مشترک شبکه پیام گذاشته و برای جلسه بعدی مترجم میخواد جناب رئیس. منم که تنها واکنشم این بود که اشکم دراومد.
من یه ادکلنی داشتم که خیلی دوست داشتمش اصلا بوش حالم رو خوب میکرد. تموم شد بعد یه مدتی هم رفتم بگیرم ندیدم پیدا نکردم یا چی شد یه عطر به همون اسم خریدم که البته نمیدونم چرا یه مقداری با ادکلنه فرق میکرد شایدم هم بیشتر از یه مقدار فرق داره، حالا هرچی.
امسال برای تولدم مامان گفته بود گلی بره ادکلن بگیره. اونم رفته بود بگرده ادکلن خودم رو پیدا کنه اما پیدا نکرده بود. یکی دیگه خریده بود که ویژگی های مشابهی داشت و خب تو سلیقه منم بود و خیلی خوشم اومد ازش. ولی من هنوزم هرچند وقت یه بار اون شیشه ادکلن توی کشو رو برمیدارم و بو میکنم و حالم رو خوب میکنه عطرش.
داشتم فکر میکردم یه جورایی شبیه حکایت زندگیه نه اینکه اون ادکلنه پیدا نشه، میشه، هست، و خیلی های دیگه پیداش میکنن، یه سری ها ازش خوششون میاد و حالشون رو خوب میکنه، برای یه سری ها این با بقیه فرق نداره و یه سری ها هم ازش خوششون نمیاد. ولی جوری که من دوستش دارم فکر نکنم کسی اینجوری دوستش داشته باشه. جوری که من میخوام پیداش کنم فکر نکنم کسی باشه که اینجوری دنبالش بگرده اونم از سر علاقه به خودش نه چیز دیگه ای.
مهم اینه کههر چه قدرم عطرای دیگه با رنگ و بو و اسمای مشابه ببینم و شایدم ازشون خوشم هم بیاد اما ذهنم هنوز دنبال اون عطر و بو میگرده تا پیداش کنه :)