ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
گویا ۲۰۲۱ شد. عجب سال عجیبی بود این ۲۰۲۰. میتونست قشنگ باشه ها اما خب به هر حال هرچی بود تموم شد.
فردا مهمون داریم، پس از مدت ها، البته یه ده روز پیشم دایی اینا بعد نزدیک به دوسال اومده بودن که دو وعده هم اینجا بودن. قبلا انقدر مهمون می اومدو میرفت که یه وقتا خسته میشدیم و غر میزدیم که چه خبره. حالا اما واقعا دلمون تنگ اون روزاست. پر شب با مامانجون درموردش حرف میزدیم. تنها بود رفته بودم پیشش تا بچه ها برگردن. قبلنا خونه مامان جون اینا مثل الان برام غریبه نبود، یه وقتی بود آمار همه چی اون خونه رو داشتم و دائم در رفت و آمد بودم. یه وقتی بود همه شهرستان بودن و منم واسه این که مامان جون و باباحاجی تنها نباشن مدت زیادی رو پیش شون میموندم. بعد که بچه ها کم کم یکی یکی برگشتن منم رفت و آمدم رو کمتر کردم، زیاد میرفتم ولی اونقدر نمیموندم . حالا اما یعد رفتن باباحاجی امسال انقدر کم رفتم و اومدم که همه چی برام غریبه. حتی اگه یه وقتی برم و همه شون اونجا باشن انگاری توی یه جمع غریبه م. بعد مدت ها راحت بودم با مامان جون، و الان که بهش فکر میکنم خوبه و باز هم سعی میکنم این روزا همین طور برم پیشش حداقل اون واسم غریبه نشه.مهمونای فردامون اما آدمای غریبه ن که انگار آشنا ان. بار دومه میان خونواده دوست قدیمی بابا. ولی خونگرمن و جالبه برام که از دیدنشون خوشحالم.
+متن اپیزود بعدی تقریبا آماده است.(حالا انگار چند دقیقه هست:) )
+چرا تا الان بیدار موندم؟؟
+چرا دارم مینویسم؟ لازم به این همه نوشتن بود؟؟
منم دلم تنگ شده واس مهمونی های خانوادگی و دورهمی ها و دغدغه واس اینکه چی بپوشیم و بیرون رفتن های بدون دلهره و بیماری ..
آره واقعا
مامان جون واوو ،،
منم به همین اسم صداش میکنم ،،
خیلی عشقه ،،
هفته پیش رو کامل خونشون بودم ،،
بابابزرگ با خنده می گفت :
نوه نگو ،، بگو بچه خودمون ..
سلامت باشن الهیی، قدرشون رو خیلی بدونید
خب رمز دار بنویس ولی خب بنویسشون بزار بمونن و یادت بمونه
آره، مینویسم ولی منتشر نمیکنم
قرار بود که پادکستارو بزاری اینجا ولی نزاشتی
چرا تا الان بیدار بودی؟
نوشتن ک خوبه ، آروم میشی ذهنت همخالی میشه
به جز اپیزود اول هنوز اپیزود دیگه ای منتشر نکردم. میذارم. همین طوری.
خوبه ولی یه وقتا فکر میکنم نباید یه سری چیزا رو بنویسم.