ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
روشنی را بچشیم .
شب یک دهکده را وزن کنیم , خواب یک آهو را .
گرمی لانه لک لک را ادراک کنیم .
روی قانون چمن پا نگذاریم .
در موستان گره ذایقه را باز کنیم .
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد .
و نگوییم که شب چیز بدی است .
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ .
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ , این همه سبز .
صبح ها نان و پنیرک 1 بخوریم .
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام .
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت .
ونخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید
و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست
و کتابی که در آن یاخته ها بی بعدند .
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد .
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون .
و بدانیم اگر کرم نبود , زندگی چیزی کم داشت .
و اگر خنج 2 نبود , لطمه می خورد به قانون درخت .
و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت .
و بدانیم اگر نور نبود , منطق زنده پرواز دگر گون
می شد .
و بدانیم پیش از مر جان , خلائی بود در اندیشه
دریا ها .
و نپرسیم کجاییم ,
بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را .
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست .
و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است .
و نپرسیم پدر های پدر ها چه نسیمی , چه شبی داشته اند .
پشت سر نیست فضایی زنده .
پشت سر مرغ نمی خواند .
پشت سر باد نمی آید .
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است .
پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است .
پشت سر خستگی تاریخ است .
پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد .
لب دریا برویم ,
تور در آب بیندازیم
و بگیریم طراوت را از آب .
ریگی از روی زمین برداریم
وزن بودن را احساس کنیم .
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
( دیده ام گاهی در تب , ماه می آید پایین ,
می رسد دست به سقف ملکوت .
دیده ام سهره3 بهتر می خواند .
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیر و بم های زمین را به من آموخته است .
گاه در بستر بیماری من ,حجم گل چند برابر شده است .
و فزون تر شده است ,قطر نارنج , شعاع فانوس . )
و نترسیم از مر گ
( مرگ پایان کبوتر نیست .
مرگ وارونه یک زنجره 4 نیست .
مرگ در ذهن اقاقی جاری است .
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد .
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید .
مرگ با خوشه انگور می آید به دهان .
مرگ در حنجره سرخ- گلو 5 می خواند .
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است .
مرگ گاهی ریحان می چیند .
مرگ گاهی ود کا می نوشد .
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد .
وهمه می دانیم
ریه های لذت ,پر اکسیژن مرگ است .)
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپر ها ی
صدا می شنویم .
پرده را برداریم :
بگذاریم که احساس هوایی بخورد .
بگذاریم بلوغ ,زیرهر بوته که می خواهد بیتوته کند .
بگذاریم که غریزه پی بازی برود .
کفش هارا بکند ,و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد .
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند .
چیز بنویسد .
به خیابان برود.
ساده باشیم .
ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت .
کار ما نیست شناسایی(( راز)) گل سرخ ,
کار ما شاید این است
که در ((افسون ))گل سرخ شناور باشیم .
پشت دانایی اردو بزنیم .
دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم .
صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم .
هیجان ها را پرواز بدهیم .
روی ادراک فضا , رنگ , ,صدا , , پنجره گل نم بزنیم .
آسمان را بنشانیم میان دو هجای(( هستی )) .
ریه را از ابذیت پر و خالی بکنیم .
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم .
نام را باز ستانیم از ابر ,
از چنار , از پشه , از تابستان .
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم .
در به روی بشر و نور گیاه و حشره باز کنیم .
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم .
کاشان قریه چنار , تابستان 1343
1:پنیرک :گیاهی خودرو است .
2:خنج :کرمی است بزرگتر از کرم ابریشم که به شاخه های تازه درخت می چسبد و برگ های آن را می جود .
3:سهره :پرنده ای کوچک و خوش آواز شبیه گنجشک .
4:زنجره :حشره ای کوچک و شبیه ملخ که صدای بلند و طولانی دارد .
5: سرخ گلو :نوعی پرنده است .
خدارو شکر بالاخره تمام شد ....شادو تندرست و سالم و سلامت موفق و پیروز و امیدوار باشید همیشه انشاالله .....